الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
196
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ذكر و تسبيح او به عمل مىآيد ، بلكه اصل تعظيم به عنوان تقرّب و امتثال امر الهى انجام مىشود ، مثل سعىِ بين صفا و مروه و طواف خانهء كعبهء معظّمه و استلام حجر كه نخستين ، تعظيم آن دو كوه و دومى تعظيم آن بنا و سومى تعظيم آن سنگ است امّا اين كارها به قصد تقرّب به خدا و فرمانبرى از او صورت مىگيرد . حاصل اينكه صدور تمام اين افعال از مُسلِم و موحّد ، شرك نيست و به هيچ وجه با توحيد عبادت منافات ندارد ، زيرا : اوّلًا : برخى از اين افعال نه بالذّات عبادت و پرستش است و نه فاعل اين افعال ، اين اشياء ( كعبهء معظّمه ، حجرالاسود ، صفا و مروه و غير آن ) را خدا يا متّحد با او و يا مكان حلول او يا وجود تنزيلىِ او مىداند . پس ، اين افعال به شرك ربطى ندارند و هرچند كه فاعل ، آن را به قصد خضوع و تذلّل در برابر غير خدا انجام دهد و قصد قربت و اطاعت امر خدا هم نكند - مثل احترام و خضوع نسبت به پدر و مادر كه قرآن مجيد با تعبير لطيف خود « وَ اخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَةِ » « 1 » ، در مورد آن بليغترين تأكيد را فرموده است - با توحيد عبادت ناسازگار نيست ، و از اين قبيل است رفتن به زيارت انبيا و اوليا و بوسيدن ضرايح و قبور و در و ديوار مشاهد آنها و بيوتى كه به آنها و مواقفشان تعلّق دارد . ثانياً : بعضى از اين افعال مثل طواف يا سعىِ بين صفا و مروه يا استلام حجرالاسود ، اگرچه بالذّات عبادت و پرستش است معذلك از عناوين قصديّه است كه بدون قصد خضوع در برابر غير ، عنوان عبادت بر اين افعال صدق نمىكند . مثلًا دور خانه گشتن براى انجام كارى يا دست
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 24 .